رفتم مطب دکتر صالح.کناریم میگه حامله ای؟
میگم نه
میگه معلومه!
میگم من اصلا ازدواج نکردم
میگه معلومه:-)
میگه این دکتر متخصص زنانه؟!!!
میگم شما چی فکر میکنی؟
میگه خوب میدونم،منظورم اینه که عمل هم میکنه.
میگم آره.
میگه مطبش کجاست؟
میگم اینجا دیگه
میگه میدونم.یعنی بیمارستان نجمیه یا بقیه الله هم میره؟!!!
میگم نمیدونم ولی بیمارستان مهدیه میره.
میگه من ارجاع شدم از دکتر زنانم به اینجا.بخاطر مشاوره ی وجود یا عدم وجود کیست..اما میخوام دیگه بیام اینجا..
میگه من خیلی مهمه دکتر بهم آرامش بده.
میگم چطوری آرامش داد بهت؟میگه بهم لبخند زد(عزیزم:-*)
میگم مگه دکتر قبلی لبخند نمیزد؟میگه نه همیشه عصبانی بود.
یه ذره آب خورد رفت دوباره سونو شه.دوباره اومد.گفت دکتر گفته برو پیش دوستم،اونم بگه چیزی نیست منم مطمئن میشم چیزی نیست.
میگه ازم ویزیت نگرفت.
میگم چرا؟
میگه گفت من هنوز جوابی به تو ندادم.میگه اگه دفعه ی بعد 200 تومن هم ازم بخواد با جون و دل بهش میدم انقد که از این کارش خوشم اومد.
بعد رفت گفت ایشالا تو هم قارچ نباشه.
بعد که داشتم برمیگشتم جلو در ساختومن دیدمش منتظر شوهرش بود.گفتم گفت چیزی نیست...
گفت منو گفت؟!!!
گفتم نه بابا منو گفت:-)