ممنون
مانی از دیروز یاد کرفته میگه ممنون
عکس خودشو تو گوشی نشون میدم میگم کیه؟میگه مامی
مانی از دیروز یاد کرفته میگه ممنون
عکس خودشو تو گوشی نشون میدم میگم کیه؟میگه مامی
غم های کوچک پرحرفند و غم های بزرگ لال
میشل پونتنی
قبل از اینکه دنیا به تو تحمیل کند تو چه کسی هستی تو یک انسان آزاده هستی،گاهی لازم است به دل ظلمات بروی تا نور را پیدا کنی
از ایسنتا
هنوزم که هنوز است ادب در برایر بی ادب بهترین شیوه تحقیر است
عشق انسانی ببش از آنکه هنر دلبری باشد هنر دلداری است
از اینستا ندا
صبح رفتیم پارک
باباهه داشت دخترشو تکون میداد
دختر میگفت بابا چرا دستات حلزونه
باباهه دستاشو نگاه کرد گفت نه چیزی نیست
دحتر گفت یعنی آهسته تکون میدی
مادرشوکت درحال ناز کردن مانی
این پسر زرنگ از کی بوده؟
پوست پلنگ از کی بوده
صبح هوا سرد بود.مادرشوکت تو پارک بع مانی میگقت آقا مانی یخ کزده
گربه رو به مطبخ کزده
صبح مانی رو بردیم پارک کاج
عصر امین بردش پارک فرهنگیان
الان باز میکع بریم ددر
مادرشوکت میگه مردم بهمون میخندن،در کوچه رو میبندن
دیشب مانی رو گذاشتم تو تاب
رفتم بخوابونمش گفتم چشماتو ببند تا خوابت بگیره.چشماشو بست
بعد از چتدبار تاب دادن خوابید
پ.ن:وقتی میکم چشماتو ببند اول چشماشو میماله
مانی جدیدا شبا با کنترل تلوزیون میخوابه
امشب رفتم بخوایونمش گریه که من کنترلو میخوام
امین رقت از تو ماشین براش آورد
ساعت ۲ میخواستم برم شهنما هرچی اسنپزدم نیومد
مانی روگذاشتم تو صندلی ماشین،دیدم گریه نکرد
تا شهنما رفتم
میخواستم نماز بخونم
مانی نمیذاشت
گفتم برو به بابا بگو بهت نخ دندون بده
بعد رفت
اومدم دیدم امین به مانی نخ دندون داده
گفتم چی گفت فهمیدی منظورشو؟
گفت به کمد اشاره کرد،بقلش کردم،از تو کمد اینو برداشت
با مانی و تربچه ها وسعیده رفتیم بندر به مناسبت رو دوقلوها براشون کادو بگیریم
تا اومدیم پول اسباب بازیها رو خساب کنیم آتمین یه گلدون برداشت
گفتیم بذار سرجاش
گفت برا مامانم خریدم
آراد یه دایناسور داره
اسمش کارناتورس
ملی برا مانی لباس خواب خربده
آراد و آتمبن میگن روش عکس مانگاسه
سرچ کردم،عین اون آدمکا اومد
که تو درمیان جان وطن داری
از اینستا
توکشیک زهرا میگهذتو که رفتی روسریتو گرفت دستش گریه کنان گفت مم
مانی مانتو و روسریمو آورده میکه دد
مانی هرچیز مکعبی میبینه میذاره جلو گوشش میگه ادیده( به فتح الف و کسر د)
مثل هربار میبرم میشورمش صابون میگیره دستش میگه ادیده
به سعید میگم ۱۵اردیبهشت روزماماست
میگه مگه روزماماهم داریم
گفتم وقتی روز مشاورین املاک و رانندگان کامیون داریم،روز ماما نداربم؟
الان دیدم ۱۷ اردیبهشت روز مدارک پزشکیه.
چند روزپیشم رپز پی لاتس بود
ندا میگه نخندیا ولی دلم برای خیابون خونه تون هم تنگ شده
چقدر اونحا از ماشین پیاده شدم
بعد میگه بهش میکفتم خیابون نادری
یادمه به د کلا ه دوز...ان هم میگفت کلاهدوز
مانی جدیدا یاد کرفته وقتی خوشخاله میگه یه یه یه یه(به کسر ی)
بعد رو پنجه پاهاش بپربپر میکنه
مانی جدیدا یاد گرفته نخ دندون میکشه
آی فیلم داره آقا مدیر رو نشون میده
چندتا براردرن
برادر بزرگه اومده تهران مواظب برادرکوچیکه باشه
برادرکوچیکه عاشق شده
مدیر میگه برادرتو انداختی تو قفس کسی شکارش نکنه؟آزادش کن پرواز کنه بره تو از دور مراقبش باش
مانی عاشق اینه بذاریم بره حموم
ولی خودش واسه خودش آب بازی کنه ما کاری باهاش نداشته باشیم
مانی سه تا کلمه میگه که نیمدونیم چرا
یکی گیلدا
یکی آلیدا
یکی ادی دو(به فتح الف)
حالا کشف کردم ا دی دو همون الو هست،چون تا گوشی رو میگیره میگیره میگه
با مانی رفتیم بیرون
برگشتنی جلو اسباب بازس فروشی گریه وزاری کرد بردم براش یه چرخ خریدم
برگشتنی نشوندمش تو کالسکع اونم چرخ رو رو زمین میکشید همزمان