میخواستم نماز بخونم

مانی نمیذاشت

گفتم برو به بابا بگو بهت نخ دندون بده

بعد رفت

اومدم دیدم امین به مانی نخ دندون داده

گفتم چی گفت فهمیدی منظورشو؟

گفت به کمد اشاره کرد،بقلش کردم،از تو کمد اینو برداشت