DIC
سر سکشن دکلمان وسط انسزیون خون میداد
کلی دوختم بند نیومد
خ بس طامی میگه یه قالی دوختیم این وسط خوب نشد
آخرش کلاه اومد کتوهم ریخت،درن گذاشت،بست،گفت با ffp خوب میشه
سر سکشن دکلمان وسط انسزیون خون میداد
کلی دوختم بند نیومد
خ بس طامی میگه یه قالی دوختیم این وسط خوب نشد
آخرش کلاه اومد کتوهم ریخت،درن گذاشت،بست،گفت با ffp خوب میشه
دیروز یه دکلمان بردم سکشن
یورینش خیلی غلیظ بود از بس حجم عقب بود،اولش فقط ذرحد لاین ادرار داشت
کلی مایع گرفت ۱۰سی سی پرشد،خانم ب یاری میگه این چون ادراش غلیظه،۱۰ سی سی ببشتر براش حساب میشه
مانی به مامی میگه مامانبزرگ عزیز
مانی یاد گرفته کارت میشع
آخرش پول میده میگه خدمت شما
یه کلیپ دیدم بچه رفت زیرتریلی زنده دراومد،
زیرش نوشته بود در روایت هست اگر ملائک محافظ بچه ها نبودن،روژی چندبار میمردن
از کانال حس ین دارابی
مانی یک هفته س کارش اینه TDS زنگ میزنه عمه الهام که وقتی میاد سوییچ ۴۰۵ بیاره با خودش
ازطرفی اونا ۴۰۵ رو فروخته بودن
الهامم دیروز ادمد با یه سوییچ ۴۰۵ ،گفت از یه مکاتیگی خریدیدم
طرز استفاده از چکش توسط مانی اینطوره که ازسمت مقابل میکوبه
سمت مقابله اون قلمبهه
آقا سیّد علی قاضی استاد عرفان آیهالله بهجت مستأجر بود و صاحبخانه اثاث منزلش را ریخته بود وسط کوچه. آن بزرگوار در حالی که بشّاش بود می فرمود: « خدا خیال کرده ما هم آدمیم » ؛ یعنی خدا آدمها را سختی می دهد ؛ و گویا خدا ما را هم آدم حساب کرده که به ما سختی می دهد.
سوییچ ملی دست مانی بود
مامی گفت بده میخاد بره بیسانا
گفت بیسانای مامانیه
گفت خب میخواو بره سرکار
گقت سرکار بابابییه
مامی میگه همه چی رو مصادره کرده
رفتیم تو حیاط مانی خاک بازی کنه
یه حشره اومد شبیه سوسک
مانی اومد گفت بابایی سس اومد
امین گفت چی؟چندبار مانی کفت امین متوحه نشد
آخرش مانی گفت زنبور
رفتیم وادی السلام
عمع امین یک هفته مونده به عید از دنیا رفته بود(۲۳ اسفند)
به مانی میگم اسم بابای رایان چیه؟
میگه عمو ایمان
مانی رقته بود تو حیاط شهنما خاک بازی
خروس میومد کنار توریش
میانی گفت کیش کیش
به مانی میگم بابابزرگ چیکار میکرد؟
میگه ابتار میبینه
مادذشوکت داشت ظرف میشست
مانی بهش میگه تموم نشد شهربازی بریم؟
با مانی از جلو یه فروشگاه ردشدیم
روش عکس پوشک بچه بود
مانی گفت نوشته جیش
داره دلدادگان نشون میده
میگه لیلی و مجنون تو مکتب خانه باهم آشنا شدن
یه کارتون هست صبحها داره به اسم مدرسه کوچک هلن
من تامدتها فکر میکردم هلن یه عردسک تو اسباب بازیهاست
امروز به مانی گقتم هلن کدومه؟
یه دختربچه اومد گفت این
چادرنماز جدید دوختم
مانی میگه مبارک باشه
دیروز رادیو میگفت به نماز جعفر طیار میگن نماژ تسبیح
تو ویکی پدیا نوشته:
در این نماز ۳۰۰ بار ذکر تسبیحات اربعه تکرار میشود. پیامبر اکرم(ص) این نماز را پس از بازگشت جعفر بن ابیطالب از حبشه و بهجهت قدردانی از زحماتش بهعنوان هدیه به او تعلیم داد.
آمرزش گناهان و برآورده شدن حاجات از آثار ذکر شده برای نماز جعفر طیار است. برخی از عالمان دینی برای کارهای مهم و نیز تسریع در امر ازدواج، خواندن نماز جعفر طیار را توصیه کردهاند.
با مانی رفته بودیم بیرون
هرماشینی شبیه ماشین پدرشدهر میدید میگفت ماشین بابابزرگ
مامی گفت مثل ماشین بابابزرگه
امشب رفتیم زنعمو رو برسونیم هی میگفت مثل ماشین بابابزرگ
امام خمینی رحمة الله علیه:
اگر نبود در ادعیه الّا مناجات شعبانیه، کافی بود
از کانال سیروسلوک
مادرشوکت میگه مادربزرگش خدابیامرز میگفته کثیفی کسالت میاره
مانی لباس سفیذ توری دیده
میگه این مال عروسه
دیروز که رفتیم خونه زنعمو داشتیم برمیگشتیم گفت شما جهاد کردین
منو از تنهایی درآوردین
دیشب رفتیم خونه زنعمو
میگفت آزیتا اومدن،ولی به خانواده شون چیزی نگفتن سورپرایز شن
میگفت یه بارم حمید خدابیامرز آلماتی بود،داشتم نماز میخوندم دیدم زنگ میزنن،گفتم کیه؟گفت فریبرز هست؟
گفتم مادر رفته خارج
دوباره زنگ زد،رفتم جلو در دیدم حمیده
میگه اومد سینوس مویی رو عمل کرد،خوب شد برگشت
مانی سوییچ رو گم کرده بود
گوشی رو آورد گقت زنگ بزنم باباییی
مادرشوکت گقت چیکارش داری
گفت سوییچ گم شده
گفت خب اون چکار کنه؟
گفت بگرده