پدرم یک نذر قدیمی داشت؛پسرخانه که بود مریض شد؛فکر میکردند بیماری سختی کرفته

ازهمان سال تاسوعای هرسال نذری میدادند،بعدها پدرم هم نذر پدرش را ادامه داد

همه فامیل می آمدند؛کم نمی گذاشتیم

از کتاب دل من هیچ-همسر شهید اسدالله پازوکی