وسایل

الهام فردا صبح کاره میخواد برگرده

به بچه میگه پاشو پوشک موشکاتو جمع کن بریم.

چشمهایم

سعیده میگه امروز یه خانم نابینا اومده بود مرکز

دوتا دختر داشت

تیام یعنی چشمهایم

تیارا یعنی آراینده ی چشم

محرم راز

یکی استوری گذاشته راز زندگیتونو بگین

یکی دیگه نوشته اون شیرینی تو یخچال مال خواهرم بود،خوردم

جواب داده عجب رازی بود،مرسی منو محرم دونستی

وسیله برقی

سمانه مبگه نوزاد مثل یه وسیله برقیه که میخری،یه کم طول میکشه کارکردن باهاشو یادبگیری

گمشده

ننه لیلا میگه اونموقع ها ماماهای محلی میگفتن یوتروس بعد تولد  دهنش بازه دنبال بچع میگرده‌

باید روغن بخوری دهنش بسته شه

بعد نیم کیلو روغن ذوب میکردن به جای آب تو استکان میخوردیم.

همجواری

این روزا تئوری همسایگی رو با گوشت و خونم حس میکنم.

یه برش کر باعث شده تمام احشا مجاور به تبعیت از آزردگی یوتروس آزرده شن و فلج کنارش نشستن.

کانستیپیشن و دیزوری و...

فتحعلی

مامی میگه اون موقع ها نون میپختیم بعدش ننه میگفت چایی نشتین؟

میگفتیم نه

میگفت یعنی من اندازه دختر کورفتحعلی نمباشم‌؟

میگه قبلش دختر فتحعلی میومده نون میپخته براش،اون براش چایی میذاشته

کج کلاه

مادرشوهرم بهش میگه کج کلاه خان

انکار

الهام میگه اینقدر دلم براش تنک شده که انکار اصلا ندیدمش

مسلمانی

تو ریکاوری د کلاه اومد پیشم

گفت دکترجان  اذان اقامه گفتم تو گوش بچه

کرونا

سعید اومده دیدن بچه

بهش میگم پتوشو میتونی بوس کنی

از ترکیه

ملی داشت تصویری با آتمین حرف میزد

بچه رونشونش داد

آتمبن کفت دیکه نمیخوام ببینمش، اسباب بازیهایی که برامون خریدی رو نشون بده

اخموئه

آراد میگه مامان چرا بچه ناراحته؟

پسرخاله

تو بیمارستان ملی تصویری زنگ زده تربچه ها

آراد میگه مامان یعنی این پسرخاله ی ماست؟

 

یعنی هی جدید میومد

آراد عاشق دایناسوره

مامان میگه نسلشون منقرض شده اینا اینقدر میخرن،وای به حال اینکه منقرض نمیشد

عمه

صبح عمه نجمه اومد و‌رفت

الان دوباره اومد با یه زیر انداز زیپ دار

گفت صبح دیدم روی بالشت شیر میخوره،براش زیرانداز سبک درست کردم

هدیه از دیار باقی

صبح عمه نجمه اومد

کادو داد

یکیش یه سینی بزرگ بود،گفت از طرف ننه خدابیامرز.گفت میدونم روحش آگاهه و‌اگر بود بهت هدیه میداد.وقتی وسایل ننه رو تقسیم کردیم به من این سینی نو افتاد،الان میدمش بهت از طرف اون 

گلابی

عمه نجمه میگه تو باغمون لای درختای سیب یه گلابی دراومده بود.

شنیده بودم کمپوت گلابی برای زائو خوبه.

یکی برای مریم درست کردم،یکی برای سعید،یکی‌هم برای خودمون

عمه

به عمه نجمه میگم داشتم میرفتم اتاق عمل،به الهام زنگ زدم گفتم.

از اتاق عمل اومدم بیرون دیدم الهام پشت دره.

عمه نجمه میگه عمه اینه

همسر

الهام میگه مادرشوهرم آقا سا دین که رفت،عشقمو و روحمو و زندگیمو با خودش برد

خان

پدرشوهرم به بچع میگه خان

بیزاکودیل

بعد عمل دو روز بود دفیکیشن نداشتم

نفخ کرده بودم.

هرچی رژیم رعایت کردم،نشد.MOm خوردم نشد.ملیحه گفت دوتا بیزاکودیل بذار

یکی گذاشتم،ده دقیقه بعد تمام کولون خالی شد.به مخترعش کلی خدا بیامرزی دادم.

گردش مجازی

تو اینستا بودم،یکی رفته بود اکسیین شمال

نوشته بود آوردمتون گردش

فرشته

اسم دکتر تولدم فرشته مهران بوده

سرچش کردم

الان نیشابوره

انشالله سلامت باشه

شاغلام

پدرشوهرم میگه بهمن ماه تولد شاغلامه

بوعلی

ددی به شهرک دانشگاه مبگه علی آباد

داآشی

دیروز با امین رفتیم چالچالیان،بعد رفتیم چهارباغ

جیگر سفارش دادیم،جیکرکیه به امین میکفت داآشی فقط جیگر بود سفارش شما؟

بعد میرفت میزکناری،میگفت داآشی چایی شما رو آوردن؟

بمیرم براتون

آراد و آتمین اومده بودن خونمون

براشون فیلیمو گذاشتم‌

اول آراد کارتون دایناسور دید

بعد نوبت آتمین شد که از بین کارتونهای سگهای نکهبان یکی زو‌انتخاب کنه.

آراد بهش میگفت داداش بگو سگهای نکهبان بیگانه های فضایی را نجات میدهند.

آتمین کفت دیدم تو گوشی آقاگل

۲۲۵۰

کارت واکسن بچگیام پیدا شد

موقع تولد ۲۲۵۰ بودم.

مهمونی دوست داره

دیروز مبینا اومد گوشت عقیقه آورد

پسرشم بود

بهش سلام کردم

گفت اتفاقا بهش گفتم رفتیم به خاله سلام میکنیا،گفته اگه میریم تو سلام میکنم.