پرمسافر
شبکه سمنان داره زندگی نامه یه شهید رو میخونه
آخرش گوینده گفت یادش گرامی و مسیرش پر مسافر باد
شبکه سمنان داره زندگی نامه یه شهید رو میخونه
آخرش گوینده گفت یادش گرامی و مسیرش پر مسافر باد
به بچه ها میگم فاشیا با PDS زدم،نخ هیئت امناییه
میگن چه هیئت امنای لارجی،بیمارستان ما رتبه اول صرفه جویی در کشور بود
الحمدلله که نوکرتم
الحمدالله که مادرمی
الحمدالله از بچگیام
مادر سایه ی روی سرمی
گوشی ملی دست آراد بود
کلی برام استیکر دایناسور فرستاده
امروز یه سکشن رفتم
فاشیا گفتن با PDs میزنی؟
مکث کردم گفتم د کلاه هم میزنه؟
گفتن آره
گفتم باشه منم میزنم
امروز با نخ PDS فاشیا زدم
گفتن نخ هیئت امناییه
به نظرم ترکیبی بود از ویکریل و نایلون
امروز یه سپتیک ابورشن بردم اتاق عمل
تو کورت ها یکی بود که شارپنبود و کند بود لبه هاش
خیلی خوب بود،بی استرس میبردم داخل
ولی بعد دیدم بی فایده س رفتم با شارپ کار کردم،کلی بقایا خارج شد
کوروش سلیمانی اومده خندوانه
میگه یه سری رمان هستن،اگه به فیلم نامه تبدیل شن عالی ان،مثل رمان گلمحمد
رامبد میگه آره،ولی کار سختیه،چون ممکنه گند بزنه به اثر
نوزاد به دنیا اومده بود
ماما داشت تو سیستم مشخصات نوزاد رو میزد
میگفت:وزن
اونیکی گفت: ۳۶۵۰
گفت قد:گفت ۵۱
گفت دورسینه:
گفت ۳۴
گفتم کارور جلو چند بود؟ انگار خیاطیه
گفت میخوایم برای بچه لباس بدوزیم
کا
آتمین میگه خاله تولد بچه ت بشه،میخوام براش پیانو بخرم
بعد ادای پیانوزدن درمیاره
مریض مولتی پار با سابقه پرولاپس رکتوم قرار بود NVdکنه
جراح گفته بود در صورت صلاح دید سزارین شه.
کلاه گفتNVd
صبح دیدمش گفت یه مسیری قبلا هموار شده،ما چرا از بیراهه بریم یه مشکل به مشکلات مریض اضافه کنیم؟بعد سزارین نفخ های وحشتناک میکنن بدتره
اخبار سمنان میگه جنوب دامغان یه جا هست مارکوه
میرن صیادان مار سمی میگیرن،از ۸۰مار،۱۰ سی سی زهر خارج میکنن و بعد تو همون طببعت رها میکنن.
بعد میزنن به اسب،پادزهر یاخته شده رو از خون اسب خارج میکنن وتو موسسه رازی ایمونوکلوبولین مارگزیدگی میسازن
مریض هایپو منوره بود
البته دیدم بیشتر از ۵ سی سی ه و اطمینان دادم
براش سونو خواستم و آزمایش
گفت روستا زندگیمیکنم،شماره مو دادم برام عکس سونو رو بفرسته.
شب عکس فرستتادم دیدم ضخامت آندومتر هم خوبه
بهش کفتم خوبه،آزمایشاتم بفرست
گفت میشه سونو رو دقیق ترببینید،چون شاید حالا حالاها نتونم برم آزمایش از روستا
دیروز تو کشیک یه پرولاپس رکتوم NVdقبلی بود،که قرار بود ۴۰ روز بعد زایمان جراحی کنه.
جراح گفته بود درصورت صراح دید سزارین شه،د کلاه گفت NVdکنه
تو فولی همش میترسیدم از پرولاپس کامل
استاد مامایی و دانشجوهاش نشسته بودن زایمانو بگیرن،من هی داشتم باخودم فکر میکردم ببرمش سزارین
یهو استاد گفت بعد سزارین دچار پرولاپس شده.گفت قرار بوده جراحی شه،دکار یه شانس بهش داده دارو استفاده کنه و بامیکس چند دارو خوب شده
دیکه مطمئن شدم درمانش سزارین نیست.مریضم شنید و زایید
نمازم که تموم شد،رفتم سلام بدم.
به غریب الغربا که رسیدم نمیدونم چی شد بغضم گرفت.
جانمازمو جمع کردم گذاشتم توکمد،دیدم خاله م تصویری داره زنگ میزنه،جواب دادم دیدم از حرم امام رضا ع ه.
خاله ژهرا میگه اسم ماندانا،اولش دیانا بود
یکی از فامیلا گفت دیانا چیه،این دختر توجشنهای دوهزاروپانصد ساله به دنیا اومده،اسمشو بذارین ماندانا،همسر کمبوجیه که از او تاکی میروید که همه جا را فرا میگیرد.
اونامگفتن باشه میذاریم ماندانا
خاله حمیرا میگه مریم و بچه هاش اومده بودن خونمون با اینترنت به کلاس آنلاین وصل شن.
وسط کلاس یهو مهرسام از اتاق اومد بیرون،مریم همچنان سرکلاس بود.
به مهرسام گفتم چرا از کلاس اومدی بیرون؟
گفت تکراری بود
دیشب آبخ وری مهمون داشتیم
هلیا و مریمم هم بودن
هلیا اومد تو اتاق واسه معلمش ویس بفرسته،بهش میگفت سلام خانم معلم،من اومدم خونه مادربزرگم مهمونی،نتونستم مامانم امتحان کتبی بگیره ازم که عکسشو براتون بفرستم ولی مامانم ازم شفاهی پرسید بلد بودم جواب دادم
تو خندوانه سوال مسابقه این بود که جرم زمین چندبرابر ماه است؟
شانسی گفتم ۸۰
خیلی اتفاقی دیدم جواب ۸۱ برابره
خاله زهرا میگه من که توجهازم نه ماشین لباسشویی داشتم نه جاروبرقی
نیره خانم بهش میگه چقدر پرتوقعی،زمان شما فقط فرح داشت،انتظار داشتی توام داشته باشی
میکه من فقط یخجال ارج داشتم، هنوزم دارم
دیروز زنگ زدن گفتن یه مریض اومده بخیه هاشو بکشه
رفته پایین نکشیدن گقتن عفونیه
رفتم بیمارستان،گفتم میکشم اگر باز شد باید بستری شی
یهو کفت نه من سه تا بچه دارم،سفتریاکسون بده
اولین بخیه رو رفتم بکشم،به خواهرش گفت یه حدیث کسا نذر کن که عفونی نباشه
تمام بخیه ها رو کشیدم باز نشد خداروشکر
خاله زهرا میگه اسم دایی خسرو رو پدرم گذاشت موسی
بچه هی گریه مبکرد
رفتم به بابام گفتم این اگر اسمش عوض شه گریه ش قطع میشه.
بابام گفت اگر با اسم عوض کردن خوب میشه،عوض کن
گفت گذاشتم خسرو
بعدی پرویز
بعدی بهروز
بعدی بهرام
گفت همه رو خودم کذاشتم
میخواهمت چنانکه شب خسته خواب را
میجویمت چنانکه لب تشنه آب را
حتی اگر نباشی می آفرینمت
چونان که التهاب بیابان سراب را
ای خواهشی که خواستنی تر از پاسخی
با چون تو پرسشی چه نیازی جواب را
دختردایی پروز داره ازدواج میکنه به امید خدا
داماد زنجانیه
پدرشوهرم میگه زنجانی ها آدمای خوبی ان،اسمشون روشونه
دیروز ۱۳ آذر بود
و من دائم فکر میکردم مناسبتش چی بود؟
هرچی فکر کردم یادم نیومد
امروز مامان گفت سالگرد باباجی ه و ما خونه زنعموسمیه شام دعوتیم
رایان به پدرشوهرم گفته از ماشین آشغالی عکس بگیره بفرسته براش.
داشتیم از بیمارستان برمیگشتیم،یه ماشین آشغالی دید
پیاده شد عکس گرفت
میگه رفته گر گفت برا چی میخوای؟
گفتم وقتی نوه دار شدی میفهمی
گفته من هنوز زن ندارم
امروز با پدرشوهرم داشتیم میزفتیم بیمارستان
یه جا یه آقاهه میخواست ازخیابون رد شه،بابا دست تکون داد و نذاشت رد شه
اونم دست تکون داد خندید
گفتم کی بود؟
گفت متقاضی
گفت دست تکون دادم تو دلش نفرین نکنه مارو،چون با این ماشین سخته ترمز زدن
یه HF بعد سزارین تو ICuبستریه.
از ۴ آذر
هر روز ویزیت روزانه قلب وبیهوشی و داخلی داره و برگه مشاوره براش پر میشه.
امروز رفتم مشاوره هارو که اینترن نوشته مهر کنم،دیدم نوشته بیمار که معرف حضور هست رو ببینید لطفا
چند روز پیش زفتمIUDیک مریض با رحم میوماتوز رو دربیارم که توسونو نوشته بود همین پایینه
Iudدراومد ولی یک دسته T اون تو موند.
فرداش هیستروسکوپی کرد د ا سلامی ،با گرسپ هم نشد دربیاره
د کلا ه اومد،اونم باکوخر و پنس سنگ نتونست دربیاره
امروز رفتم دفتر منشی رییس بیمارستان برای امضای قرارداد
یعنی یک قسمت پرت از بیمارستان که همه اداری ان
منشی گفت خانم دکتر اون مریض کهIUDش تو رحمش شکست چی شد بالاخره؟
یه مریض اومد درمانکاه با سونو mised
گفتم برو یه سونو دیگه انجام بده،اونم گفت قلب نداره بیا بستری شو
شوهرش گفت نمیشه همین جا انجام بشه؟سخت نوبت میدن
دلم سوخت،گفتم تو این بی پولی خب بستریش کنم بیاد همینجا سونو شه،فوقش تایید نمیشه مرخص میکنم.
نامه بستری دادم
گفت امشب عروسی داداشمه،فردا بیام؟
گفتم باشه
فردا اومد ،سونو شد،همون شب دفع کرده بود و بقایا نداشت و ترخیص شد