دیشب آبخ وری مهمون داشتیم

هلیا و مریمم هم بودن

هلیا اومد تو اتاق واسه معلمش ویس بفرسته،بهش میگفت سلام خانم معلم،من اومدم خونه مادربزرگم مهمونی،نتونستم مامانم امتحان کتبی بگیره ازم که عکسشو براتون بفرستم ولی مامانم ازم شفاهی پرسید بلد بودم جواب دادم