به دل نگيريد

سعي كنيد چيزي را به دل نگيريد

آنچه آدم ها درباره ي شما ميگويند،بازتابي از خودشان است،نه شما

چون

آنها به من خنديدند،چون من متفاوت بودم

من به آنها خنديدم،چون همه مثل هم بودند.

Kurt konain

نگوييد

به آدمها نگوييد دوستت دارم

بال در آورند

پرواز ميكنند

مي روند.

از اينستا

تنبيه

ع با س زاده ميگه وقتي كشيكم فرداش ميرم خونه،دخترم ميگه مامان جون تو بايد تنبيه بشي ديشب نبودي.

بهش ميگم چي؟

ميگه چهار روز بايد پيشم باشي

بچه نميذاره

يه ريپيت با درد برديم اتاق عمل،ميوم داشت.د مه دي ن يا نبود،گفت دست به ميومش نميزنيا

بردم ميوم خون ميداد،برش داشتم

جاش خون ميداد،زنگ زدم بهش بيا.

اومد،گفت داشتم ميومدم پسرم شمشير گرفته بود دستش نميذاشت بيام .گفتم خب توهم با من وبابا بيا،باد به كلت بخوره،اومد.

تا اومد خون بند اومد...

بايدم

د مهد ينيا ميگه يه بار رزيدنت بوديم دك تر عد ن ا ني كه د ب ر ا ت گفت ما از تخليه اي ميترسيم كه رحم راپچر شه

اونم گفت بايدم بترسين،مگه شما چقدر تجربه دارين كه نترسين؟

تا ابد

عبا س ز اده ميگه پسرم به دخترم گفت آدما وقتي پير ميشن ميميرن

حالا دخترم گريه ميكنه كه ماماني تو پير بشي ميميري؟

گفتم نه مادر من ميخوام تا ابد زنده باشم.

گفت باورش نشد

گفتم آدما اندازه مادر جون پير بشن ميميرن.

ميگه مادرجونم ٩٠ و خورده اي سالشه،آلزايمر داره،....

ضد جاسوسي

يه كتاب روتخت بود،اسمش "شناسايي و شكار جاسوس" كه خاطرات  كارمند ارشد ضد جاسوسي بوده.

به مادرشوهرم ميگم كي ميخونه؟

گفت بابا

ارميا

خ شاكر ميگه نوه خ احمدي اسمش ارمياست

گاهي يادش ميره ميگه:ام ار آي

استرس اكو

قلب بچه افت داده بود

عباس رفت صا دقي رو صدا كرد پاشو بيهوشي و اطفال

صا دقي ميگه اينقدر دويدم و استرس كشيدم كه الان ميدونم قلبم در حد تست ورزش و استرس اكو سالمه

صله رحم

خ مقي م TAH شده

اولادي بهش ميگه ما ميخوايم بريم صله رحم!

مرديم تا نميره

يه گراويد يك ٣٨ هفته كه شده ٣٥ با ROMبستري شد.

اولي اومد ٣سانت بود

من رفتم پاويون

يكساعت بعد عب اس زنگ زد بيا قلب پيدانميكنم.

رفتم فول بود و سر بالا وقلب ٦٥

برديم اتاق عمل،تابيهوشي بياد،استيشن اومد پايين و زايمان كرد.

آپگار ١٠-٩

بعد يادم اومد وقتي فول ميشه،late decelerationميده.

سه ميوم در يك شبانه روز

ظهر يه سزارين برديم با ميوم ١٥ سانتي پدانكوله گل كلمي در لترال راست رحم

عصر يه سزارين برديم ،با يك ميوم پدانكوله شبيه صبحيه،ولي ٢ سانتي در قدام بادي

نصف شب يه سزارين برديم،با يه ميوم شبيه قبلي ها،ولي سه سانت و خلف بادي

سال يكي رو چه به اين حرفا؟

ر ز قي زنگ زده رزيدنت داخلي ميگه مريض هپارين گرفته،بايد سكشن شه،چيكار كنيم؟

گفت ٦ ساعت صبر كنين بعد ببرين

رز ق ي گفت بخوام زير ٦ ساعت ببرم چي؟

به مل ا ميگم يه جوري ميگه انگار اون ميخواد ببره

ميخنده

وَچه

به مل اميگم ضاب ط ميگه اين مريض بچه كن نيست!

ميخنده ميگه "وَچه كَر" درسته

از همان  بدو تولد

اون خانومه كه تويين داشت به ملا ميگفت سزارينم يه جوري باشه كه بچه ها اذان شد بدنيا بيان

ملا خنديد گفت يعني تا به دنيا اومدن بايستن به نماز

همدردي

يه كاهش حركت ٣٦ هفته بستري بود

همزمان ٢تا مريض داشتن اينداكشن ميشدن و زايشگاهو گذاشته بودن بالاسرشون

مل ا رفته بود بهش سربزنه.گفت درد دارم

گفت داري با زائوها سيمپاتي ميكني.چون اونا درد دارن بچه ت گفت ماهم يه خودي نشون بديم

بعد گفت بايد ايمپاتي كني.

سيمپاتي:هم دردي

ايمپاتي:هم دلي

اُتل

ميخواستيم تويين رو ببريم اتاق عمل

ش جاعي به خدمات ميگفت هروقت مريض سوار اُتُل شد بگين به بيهوشي بگم بره.

بعد ميگه ا و لادي به ويلچر ميگه اتل

يعني يه عالمه ميوم

صبح TAH داشتيم.

رحم ميوماتوز

د ن باتي ميگه رحمش چندهفته س؟گفتم سايز نزده توسونو ولي بالاي ناف

ميگه قمبل قمبله يا يه دسته؟

گفتم قمبل قمبله

خسته شديم

دختردايي عباس ز اده از ٩ صبح بخاطر ROM بستريه.

تا الان زايمان نكرده ، پيشرفت داره ولي كند

به شج ا عي ميگم الان عب اس  زاده نبايد ميومد بالاسرش؟

شج اع گفت همش زنگ ميزنه خبرشو ميگيره
ملا ميگه عب ا س زا ده ماماي آنكاله

اذان صبح

ريپيت تويين درد داره

منتظريم ٤ ساعت شه اثر هپارين بره ببريم

مريض به ملاميگه ميشه اذان صبح ببري؟

بچه اولم شانسي اذان ظهر بود.ميخوام اين اذان صبح باشه!

ملا داشت توگوشي اذان صبحو سرچ ميكرد.ميگه منو ببين دارم اذان سرچ ميكنم!

ميگه صبر كنين،درحاليكه نميتونيم

مريض ٧٥٠٠ تا هپارين گرفته

حالا توبين ريپيت درد داره

رزقي داره زنگ ميزنه سال دو داخلي ،ميگه پروتامين سولفات چقدر بزنيم؟

ميگه پروتامين نميخواد،٦ ساعت صبر كنين

ملا ميگه ولش كن،اين انگارتازه اينترنيش تموم شده.پروتامين اصلا براي چي بوجود اومده؟

چرا بايد اينكارو بكنم؟

يه تويين ريپيت داريم،فلج بلز

كانتركشن داره

بهش گفتم سرم بهت ميديم،اگه دردات ساكت نشد سزارين ميكنيم.

گفت سرم زورنباشه

جا ماسكي

خ مير محمد نژاد سيده

عيد غدير به همه كادر درمان، پارچه رنگي رنگي سه در ده سانتي داده

كه اين سر و اونسرش دكمه داره.

كش ماسك رو به جاي اينكه بذاريم پشت گوشمون،ميندازيم پشت دكمه ها...

من بهش ميگم جا ماسكي

كف زايشگاه

ماهركيو اپيدورال كرديم فتال ديسترس شد

ولي خ خال قي اصرار ميكنه اپيدورال كنيم درد مريض كم شه

مو ثق ميگه من ارشد شم،خانم خا لقي كف زايشگاه بخوابه نميذارم اپيدورال شه.

زلال مثل اشك چشم

صا دقي اومد گفت خ دكتر مريض اومده ميبينين؟

داشتم لوگ بوك پرميكردم.گفتم اورژانسه؟

دستمو گرفت گفت ول كن الان وقت اين كارا نيست.مريض مكونياله به نظرم

داشتم آمنيوتومي ميكردم گفت الان ميبيني از اشك چشم زلال تره

زلال تر بود.

منش طبيعانه

من عاشق اينم مريضا طبيعي زايمان كنن.

به مريم ميگم منش ام اينطوريه.احساس ميكنم دارم اينطوري تربيت ميشم.والا هستن افرادي كه دنبال بهانه ان كه مريض سزارين شه

آرشا

خ شف يعيان يه پسر داره اسمش آرشا س

من سال يك بودم تا ميديدمش ميگفتم آرشا خوبهء؟

اونم ذوق ميكرد ميگفت خوبه و كلي توضيح ميداد راجع به آرشا

امروز تا منو ديد گفت آرشا خوبهء؟

بعد گفت من سال بالا شدم ديگه خبري از آرشا نميگيرم،روم نميشه جلو سال پايين.گفت بس كه بقيه حسودي كردن خبر آرشا رو ميگيري

واسه همين خودم زودتر ميپرسم،چون ته دلتو ميدونم.

 

فقر درماني

خ شفي عيان ميگه اونموقع ها نخ براي دوختن اپيزيوتومي مريضا كم بوده.

يكي رو ميدوختن،بقيه نخ رو استريل ميكردن،واسه مريض بعدي استفاده ميكردن.

واريس

خ شفي عيان داشت راجع به شهردار جديد ب ا ب لحرف ميزد كه خيلي خوبه و خيلي كار ميكنه،يهو ملا اومد.تمام حرفاشو به اونم گفت و من روم نميشد جلو ملا از بحث كناره گيري كنم و ناچار دوباره به خوبي ها و عملكردهاي شهردار جديد گوش دادم.

پاهام درد گرفت.به شج اعي گفتم واريسم عود كرد.