خ شفي عيان داشت راجع به شهردار جديد ب ا ب لحرف ميزد كه خيلي خوبه و خيلي كار ميكنه،يهو ملا اومد.تمام حرفاشو به اونم گفت و من روم نميشد جلو ملا از بحث كناره گيري كنم و ناچار دوباره به خوبي ها و عملكردهاي شهردار جديد گوش دادم.

پاهام درد گرفت.به شج اعي گفتم واريسم عود كرد.