بخشندگی
زورِ بازوی قوی داشت، ولی آزارش به مورچه هم نمی رسید. عبّاس از کودکی دستی بخشنده داشت و سخاوت مندانه از هرچه داشت به افراد مستمند می بخشید. بارها با شلوار و لباس بیرون می رفت، ولی با شلوار راحتی برمی گشت. بار اوّلی که این صحنه را دیدیم، مادرم پرسید: «عبّاس! پس شلوارت کو»؟ گفت: «شلوار هم کلاسیم پاره بود من که دو تا شلوار داشتم، یکی را به او دادم».
ازکتاب به رنگ خدا-شهید عباس سلطان زاده
+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم دی ۱۴۰۴ ساعت 23:22 توسط مریم
|