طهارت
همیشـــه پیراهـــن یقه گـــرد مرتبـــی می پوشـــید. آن قدر بـــه حجـــاب مردانه اش اهمیـــت مـــی داد که هروقت یک دکمـــۀ بالای پیراهنش باز بود و همســـرم که جای خواهـــرش بـــود وارد می شـــد، می گفـــت: «زن داداش! رویت را برگردان تا من لباســـم را مرتـــب کنم.» چهـــره اش در چشـــمان مـــن نورانـــی بـــود. می توانـــم قســـم بخـــورم هـــم طهارت جســـمانی داشـــت، هـــم طهـــارت باطنی
ازکتاب ای کاش شهید میشدم-شهیدحشمت اللع رضایی
+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم آذر ۱۴۰۴ ساعت 0:7 توسط مریم
|