رفتم بانک مهرایران

قبض گرفتم نفر ۳۱۶ بودم؛نفر ۲۴۵ رفته بود

رفتم به باجه ای نوشته بود تسهیلات،گفتم مبخوام کارت المثنی بگیرم

گفت برو قبض بگیر؛این باجه هم نیست باجه ۵و۶و۷

نشستم مانی کلافه شده بود؛

نوبت ۲۸۲ دیگه میگفت بریم؛هرچی بره ناقلا و گوسفند کاراته کارو ماشین بازی و ...بود دیده بود

یک زیارت عاشورا برای شهید نوید صفری خوندم،گفتم میرم دوباره همون باجه ی بیکار؛بهش میگم ببینم قبول میکنه با نه

رفتم همون باجه تسهیلات؛گفتم شما نمیشه صادرگنین؟

گفت کارت ملی بده

کارت دادم

صادر کرد

به همین سرعت