اگر یک روز صدهزار تومان هم درمی آورد، تا بیاید خانه، پنجاه تومانش را می رفت با دوستانش خرج می کرد. بقیه اش را هم برای خانه یک چیزی می خرید. عادت نداشت هیچ وقت دست خالی بیاید خانه، اگر شده یک سطل ماست می خرید. هرچقدر هم که از پولش می ماند، به من یا خواهراش علی الخصوص به عطیه می داد.

ازکتاب محید بربری