گفت: «من می خوام بیام زیر پرچم شما بسیجی بشم».

در دلم بهش خندیدم. پیش خودم گفتم: خدایا این رو دیگه چی کارش کنم.

ادامه داد: «حاجی! من سال نود و سه، برا اربعین پیاده رفتم کربلا و توبه کردم. از امام حسین خواستم، دستم رو بگیره و دور و بر خلاف رو خط بکشم»

ازکتاب مجید بربری-شهید مجید قربانخانی