اصلا قهر بلد نبود. تا دلخوری پیش می آمد، می رفت بیرون و تماس می گرفت. می گفت: «میترا! دعا کن! تو دلت خیلی صاف و پاکه. تو ببخش که خدا هم منو ببخشه.» نمی خواست دلگیری و ناراحتی ادامه پیدا کند.

ازکتاب ازشائولین تاشام