کوله
مدام در مأموریت بود. همیشه کوله اش آماده بود. همیشه کوله اش جلوی چشممان بود. انگار کولۀ سید شده بود آینۀ دق ما. خیلی به این کوله حساس شده بودم. یک پارچه جور کرده بودم و می انداختم روی کوله اش که حداقل مدام دوخته نباشد به نگاه ما
ازکتاب تعزیه دریا
+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم تیر ۱۴۰۴ ساعت 16:26 توسط مریم
|