ختم به خیر
از ورودی باب الجواد شروع کرد به سلام دادن،کمی جلوتر حال وهوایش عوض شد
گفت: «عزیز از خدا بخواه من به مرگ طبیعی نمیرم!»
انگار کارد کشیده بود به قلبم! گفتم: «خدا نکنه! این چه حرفیه؟ دعاهای خوب کن. از امام رضا حاجت خوب بخواه!»
گفت: «بهتر از شهادت؟ از آقا بخواه شهادت نصیبم کنه! از آقا بخواه عاقبت من ختم به خیر بشه. من به راه بد نرم!»
اشک از چشم هایش می خواست بلغزد بیرون.
ازکتاب تعزیه ی دریا-شهید سیدجواد اسدی
+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم تیر ۱۴۰۴ ساعت 15:41 توسط مریم
|