از فردای همان روز که ممدم رفت، با صدای زنگ در دلم می ریخت. تا صدای در می آمد، پیش خودم می گفتم: «ممدم شهید شد و خبر شهادتش رو برای من آوردن.

ازکتاب در رویای پدر