اولین کاری که کرد، این بود که دعای کمیل و دعای توسل را با کمک مدیر مدرسه به راه بیندازد و همان لات هایی را که من ازشان ترسیدم، پای دعای کمیل و توسل بکشاند. صدای محمدرضا جاذبه ای داشت که همه را طرف خودش می کشید. ریا و خودنمایی در کارش نبود. به همین دلیل، نفسش حق بود.

ازکتاب در رویای پدر-شهید محمدرضا تورجی زاده