همدم هر لحظه اش قرآن‌بود؛هیچوقت قرآن را ازخودش جدا نمیکرد

رفتم مغازه خریدکنم؛فروشنده خانم بود نیومد

برگشتم دیدم داره توماشین قرآن میخونه

ازکتاب عزیزترازجان-شهید ابولفضل راه چمنی