قبل از خواب، همیشه زیارت عاشورا و سورۀ واقعه را میخواند؛ حتی شبهایی که از خستگی توانی برایش نمانده بود، می گفت: «سادات جان، من دراز می کشم بالای سرم بشین و سورۀ واقعه و زیارت عاشورا رو بخون تا من باهات زمزمه کنم و بعد از فرط خستگی، به جای خواب، انگار بیهوش میشد.»

ازکتاب کنج حرم