فاطمه دوست داشت هر شب برایش دوتا کتاب بخوانیم. بیشتر هم دوست داشت بابا برایش کتاب بخواند. آقاجواد حرف زدن هر شخصیتی را با لحن و صدای متفاوت می خواند که باعث می شد فاطمه بخندد.

ازکتاب دخترها بابایی اند