توکتاب مادرایران ن‌شته برای ابراهیم کاپشن خز خریده بودم،کلی گریه کرد تاخریدبم چون گرون بود

چند روز بعد اومد دیدم کاپشن نیاورده

گفتم گمش کردی گفت نه

پاپیجش شدم گفت همکلاسیم یتیم بود،دست کشید به خز کاپشنم،در آوردم دادم بهش

گفت باباش رفت یکی دیگع براش خربد