یه بار من کلیه درد گرفتم،اونقدر دردش بد بود که اکبر جراتش نمیکرد کفشاشو دربیاره،باکفش میحوابید که اگر دردم گرفت منو ببره بیمارستان

ازکتاب آوریل ۳۰۱۵-مادرشهید اکبر عبدالله نژاد