مادربررگش با آنها زندگی میکرد.پیربود و زمین گیر

محرم با اینگه ۱۸ سال بیشتر نداشت،تقریبا همه ی کارهایش را میکرد.

کولش میکرد و هرجایی که میگفت میبردش.لقمه دردهانش میگذاشت.

احترام خاصی برایش قائل بود

گاهی که کارهای مادربزرگ سیدش را کس دیگری انجام میداد،ناراحت میشد .بهش برمیخورد و اعتراض مبکرد

ازکتاب جانا-شهید محرم ترک