شده بود بزرگ محل ،پیر وجوان احترامش را داشتند،حتی اراذل توی کوچه جلوی پایش بلند میشدند

هیات های محل اژ خدایشان بود غذای نذری شان را مش رجب درست کند میگفتند پدرشهید است و دستش برکت دارد

ازکتاب بی تو پریشانم