نزدیک ظهر ابو احمد برایمان یک کارتون بزرگ آورد که رویش نوسته بود:اهدایی مردم آذربایجان شرقی

درکارتن را که باز کردم عطر نان تازه خورد توی صورتم،نان زرد و خشک نازکی که رویش پر بود از دانه های کنجد سیاه

ازکتاب بی تو پریشانم-شهید محمد پورهنگ