نمیاد
مانی رودفعه قبلی اوردم بیمارستان کشیک ازهمون اول هی گفت بریم خانه
یه بارم نصف شب بیدارشد گریه که بریم خانه
اینسری کشیکبودم نیاورمش
خ اک بری میگه دیگه سری تو سرها درآورده
+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم آذر ۱۴۰۲ ساعت 11:55 توسط مریم
|