مانی رو‌دفعه قبلی اوردم بیمارستان کشیک ازهمون اول هی گفت بریم خانه

یه بارم نصف شب بیدارشد گریه که بریم خانه

اینسری کشیک‌بودم نیاورمش

خ اک بری میگه دیگه سری تو سرها درآورده