نوه
سعیده میگه راننده بیمارستان میگفت نوه هام صدای بوقمو میشناسن از جلو یه خونه رد شدیم،بوق زد یهو یه دختر موفرفری پرید جلو بالکن
گفت دیدی. این عسله
بعد رفتیم مصلی بوق زد،گفت اینجا آراده
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم فروردین ۱۴۰۲ ساعت 16:49 توسط مریم
|