رفتبم بسطام

تو راه بارون مبومد

رسیدیم کرو،برف شروع شد،هوا تاریک بود،مانی از تو ماشین داخل حرکت به آسمون نگاه میکرد که تیکه هایدرشت برف میریزه پایین