شروع با حزکت
دیشب مانی ازین ور پذیرایی میرفت اونور
ولی وقتی میخواست شروع به حرکت کنه باید به جایی تکیه میداد،میرفت پشتی میگرفت یا رختوخوابا
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم دی ۱۴۰۱ ساعت 9:59 توسط مریم
|
دیشب مانی ازین ور پذیرایی میرفت اونور
ولی وقتی میخواست شروع به حرکت کنه باید به جایی تکیه میداد،میرفت پشتی میگرفت یا رختوخوابا