تلوزیون داشت مسابقه چند تا زوج رو‌نشون میداد

به قسمتش تو گوش آقاهه،گوشی بود،خانومه یه جی میکفت،آقاهه باید لب خونی میکرد

رسیدن به کاملیا،هرچی خانومه میگفت،آقاهه نمیفهمید

آخرش که وقت تموم شد،خانومه گفت کاملیا رو چرا نگفتی؟

آقاهه گفت نه مادرم کاملیابوده، نه پدرم