سبکینو
دیروز داشتم از درمانگاه برمیگشتم ،طیبه گفت با ما برگرد
تو راه میگفت عباس داشت باهام حرف میزد،میگفت با فلانی دعوامون شد و پلیس اومد و ...
من غش غش میخندیدم
عباس گفت معلوم هست چته؟من میگم دعوا کردم اعصابم خورده تو میخندی؟
میگه بهش کفتم من دیگه سیک زندکیمو عوض کردم،دیگه نمیخوام غصه ی شماها رو بخورم
+ نوشته شده در سه شنبه سوم آبان ۱۴۰۱ ساعت 0:5 توسط مریم
|