ساعت ۲ یه ریپیت با درد بردیم سکشن
صبح رفتم ببینمش ،مامانشم بود،حواسش نبود،به مامانش گفت مامان ابن دکترمه،نصف شب از خواب اندانتمیش بنده خدا رو