وقتی راه در رویی نیست
یه سپتیک ابورشن بردم کورت اژ
رفتت بود توفاز سپتیک شوک
به د جو ادیان پیام دادم، گفت چیکار کنم
بعد کم کم فشارش اومد بالا،پالسش خوب شد و از کانفیوژن دراومد
صبح گفتم اول د کلاه ببینه بعد من ببینم
بهو دیدم استادم پیام داده سلام صبح بخیر عزیزم،چه خبر؟
هیچی یاد دوران رزیدنتی افتادم رفتم دیدم و بهش گفتم که نجات پیدا کرده و ممنونشم
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم شهریور ۱۴۰۱ ساعت 15:55 توسط مریم
|