آشنا بازی
تو کشیک قبلیم از صبح هرجا میرفتم آشنا میدیدم
رفتم اورژانس پایین،یکی از پرستارا خاله مائده عامری بود،شماره م رو گرفت بده بهش
اومدم بخش عالیه زنعموی مامانو دیدم و همزمان فاطمه صغری و عروسش آسیه و دخترش ملیحه
بعد خواهرای حبییه رو دیدم،مونو مونو با اسپاتینگ
بعد مینا ر شی دیان اومد با کاهش حرکت و آخرش پسرکوچولوش به دنیا اومد
و تیر آخر وقتی بود که صبح داشتم کشیک رو تحویل میدادم،زهرا حاجی رو دیدم با کاهش حرکت
+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم شهریور ۱۴۰۱ ساعت 21:18 توسط مریم
|