تو کشیک قبلیم از صبح هرجا میرفتم آشنا میدیدم

رفتم اورژانس پایین،یکی از پرستارا خاله مائده عامری بود،شماره م رو گرفت بده بهش

اومدم بخش عالیه زنعموی مامانو دیدم و همزمان فاطمه صغری و عروسش آسیه و دخترش ملیحه

بعد خواهرای حبییه رو دیدم،مونو مونو با اسپاتینگ

بعد مینا ر شی دیان اومد با کاهش حرکت و آخرش پسرکوچولوش به دنیا اومد

و تیر آخر وقتی بود که صبح داشتم کشیک رو تحویل میدادم،زهرا حاجی رو دیدم با کاهش حرکت