با اون کلاهش
داشتیم با دایی قنبر میرفتیم مجن
یهو یه موتور سوار جلو امامزاده دیدیم
گفت به این میگن رابین هود مجن
رفتیم جلو دیدم بابااکبره
+ نوشته شده در یکشنبه نهم مرداد ۱۴۰۱ ساعت 22:25 توسط مریم
|
داشتیم با دایی قنبر میرفتیم مجن
یهو یه موتور سوار جلو امامزاده دیدیم
گفت به این میگن رابین هود مجن
رفتیم جلو دیدم بابااکبره