رفتم پیش سعیده خونه شهرک

یا هزارمشقت مانی رو خوابوندیم

یهوگوشیم زنگ خورد

رفتم تو پارکینگ دیدم جواب بدم مانی بیدارمیشه

درو باز کردم،سرمو کذاشنم بیرون خونه با تلفن حرف زدم

بعد که تموم شد سرمو آوردم  تو