وسواس اجبار
مادرشوکت مانی رو برد بیروندور بده
میگه خیابونا و تابلوها و چراغا رو دقیق نگاه میکرد
اگر جایی دیدنش نصفه میموند،برمیگشت از پشت سرم بقیه ش رو نگاه میکرد
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم خرداد ۱۴۰۱ ساعت 21:54 توسط مریم
|
مادرشوکت مانی رو برد بیروندور بده
میگه خیابونا و تابلوها و چراغا رو دقیق نگاه میکرد
اگر جایی دیدنش نصفه میموند،برمیگشت از پشت سرم بقیه ش رو نگاه میکرد