پسر خوب
امروز مادرشوهرم عروس خاله حمیرا رو ناهار دعوت کرده بود،با خاله کبری اینا
مانی تمام مدت خواب بود،خاله کبری گفت چه پسر خوبیه گذاشت تو ناهار بخوری.گفتم خداکنه موقع ظرفا بیدار شه
بعد وسط ظرف شستن بیدار شد،رامین میگفت من دیدم دوتا ظرف ازون بالا انداختی پایین
+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم فروردین ۱۴۰۱ ساعت 20:4 توسط مریم
|