اینستای جدید زدم

افراد زیادی رو فالو نمیکنم

تو همین چن نفر،چهار تا استوری دیدم از نرافیک

اولی خانم دکتری بود که نوشته بود از ۶ صبح سرکاره و حالا این وقت شب که میخواد برگرده خونه،خورده به ترافیک

دومی از فریبا بود درحال بازگشت به خونه که تو ترافیک بهشت زهرا مونده بودن

سومی مامان آهو که میکفت دوست دارم از ماشین پیاده شم وسط خیابون گریه کنم و به حرف شوهرش رسیده که میگه ازینکه بیرون نمیای ناراحت نباش،چون چیزی رو از دست نمیدی جز ترافیک

چهارمی از مامان علیسان که معتقد بود تهران تبدیل شده به پارکینک و جای پارک نداشتن و مجبور شده خودش تنها بچه رو ببره دکتر و بابا تو ماشین بمونه که جرثقیل ماشینو نبره