ديشب بله برون محمد عمه بود

مادر شوهر عمه سكين اومده بود..هي ياد ننه ميفتادم

ميرفتم فانحه بخونم،ول ميكردم ميگفتم يه وخ خانواده عروس نگه داره ورد ميخونه