هدي زنگ زد خونه

مارو فردا آمل دعوت كنه

بهش گفتم من دارم ميرم شاهرود ولي مامانم و سعيده شايد بيان.

به سعيده گفتم ميگه اهههه.اينا مريم سال بالائه دهن مارو سرويس كردن.

بهش بگو ما باهات خوبيم هواتم داريم.فقط دست از سر ما بردار