چه خبرتونه

مانی رو به زور تو جادر خوابوندیم

همسایه کناری اومد تو حیاط شروع کرد به عطسه

مانی بیدارشد،عطسه هاش تموم شذ

حال

دارن اذان میگن

مانی رو خوابوندم تو خونه شهرک

مامی داره نماز میخونه

سر به زنگاه

رفتم یوتروس تک شاخ بریچ ریپیت با rom رپ سکشن کنم.

با باتک بود،چرخیده بود نیمدوسنتم جلو ئه یا عقب

جاهم تنگ بود

Rom هم بود این وسط

یهو دیف کرد،جای آنوس رو پیداکزدم،درآوردم

چرا لازمه

دبروز تو درمانکاه مریض گفت VD دارم

رفتم تو اتاق اگزم گفتم بیا

اون تو اتاق اصلی بود

یهو گفت لازم نیست شرح حال بگم؟

نارساییی

شنبه رفتم مورننیگ

د کلاه میگفت بچه های IUGR بعد زایمان میفتن رو غلطک وزن گیری،انگار از زندان آزاد شدن

آکروبات

مانی عاشق اسباب بازی های درازه که با پاهاش بگیره بایرشون بالا برسونه به دستاش

مثل قوطی نوشابه خانواده،ملاقه

فرار از معرکه

خاله فاطمه میگه مادرشوهرش مبگه تا دیدی داره دعوا درست میشه راته ول بدن

میکه گفته خودمم سریع میرم تو حیاط،پیش مرغا،تو باغچه...

ذوق خواب

زهرا میگه تا پتو قرمزو پهن میکنم مانی ذوق میکنه که میخوام تکونش بدم

خونه شهرک تا چادرو پهن میکنم مانی ذوق میکنه

تاب بازی

مانی رو میذاریم تو چادر تکون میدیم

قهقه میزنه

دراز نشست

مانی رو میذارم جلوم

دراز نشست میرم،سرمو میارم بالا میگم د

غش غش میخنده

اشعار خودم

مانی گرد و قلمبه ای

مانی خیلی چلمبه ای

کف گیر

مانی عاشق کف گیره

رفته بودیم آبخوری نبرده بودم

مرضیه میگفت میاوردی خب،اینم اسباب بازیشه بالاخره

الان

داریم از آبشار مجن برمیکردیم

هوا تاریکه

مانی خوابیده

مادرشوکت کنارمون نشیته

الهام وعلیرضا جلو ان

کاین درد

یا رب برسان دوای ما را

کاین درد امانمان بریده

چای خانه حضرت زهرا س

همین الان،در مسیر درمانکاه

سر شهربانی

دل پیچه

مانی خیلی بی قراری میکرد

همش کریه میکرد

بهش گریپ‌میکسچر دادم

درنهایت ناباوری خوب شد،ناهار خورد،خوابید

Silly face

دیروز ذفتم خونه خاله فاطمه

حنانه با افکت های اینستاگرام مامانش از مانی عکس گرفت

کلی خندیدم

دلم بازشد

استیکرwoman

لیلا به من میگه استیکر woman

هرکاری کنی....

مریض بعد D@C تخلیه ای به بلدینیگ افتاده بود،اومده بود تو سرویس د اشرفی بستری شده بود

رفتم بالا سرش گفتم تلفنمو نداشتی مگه به خودم بگی؟

گفت برگه رو نمیدونستم کجا گذاشتم

بعد واسه مریض مول تلفنمو گفتم بزنه تو گوشی گم نشه بتارو بگه

امروز دیدم تلفن خونه زنگ زد،گفت تلفنتو بدم به همراهش،میگه از گوشیم پاک شده

ازین لحظه

آمبولی تویین تو آی سیو بستری بود

بعد یک هفته میخواستم بفرستم بخش،گفت نمیرم کرونا هست

ازهمینجا ترخبص شم

پرستارا گفتن از همینحا نممیشه،باید بره پست ICU و ۶ساعت بعد مرخص شه

گفتم باشه کجاست،؟مریض بره

گفتن همینجاست ،رو همین تخت،فقط ازین لحظه اسمش میشه پست

پنجول

مانی با ناخن هاش چنگ میزنه

مادرشوکت بهش میگه من مانی پنگالیانم

پسر عمه لیلا

یه باردار اومد با درد زایمان

درحالیکه هیچ‌سونویی نداشت

سونو کردیم

دردکشید

زایمان کرد

همراه اومد گفت دختره یا پسر؟خانم ف یضی خدمات میگه مگه عهد قجره نمیدونه جنسیت چیه

گفتم اصلا سونو نکرده

احساس زنده بودن دارم

تو اسنپ نشستم

دارم از درمانگاه میرم خونه

راننده رادیو گذاشته آهنگ محلی مازنی میخونه

لطف

امروز تو درمانگاه یه مریض برام تخم مرغ محلی آورد

توپ بازی

مانی یه توپ قرمز بررگ داره

میندازم بالا،با دست میگیرم،قهقه میزنه

دایمتیکون

مانی عاشق ورق قرصه

نشستیم توماشین،امین بهش ورق دایمتیکون داد

مانی یهو از جا پرید

غزل

پدرشوهر به مانی:

فدای خنده های غزلیت

چهچهه

پدرشوهر به مانی:چهچهه بزن ببینم پسرم

مانی:سوت بلبی میزنه

میگه اینقدر خوشم اومد

پدرشوهذ مبگه مانی رو بردم‌تو صف تاپ

یه بچه کوجولو رو تاب بود

گفتم اجازه میدی بعد شما این سوارشه،

گفت یهو پیاده شد،گفت بفرمایدد،ایشون واجب تره کوجولوئه

ددر

مانی با پدرشوهر ومادرشوکت رفته بود پارک

حالا اومده هی میگه ددر

ددر

بعد اینا میگن ددر رفته پسرم

اونم میگه دددد ددر

زیرمیزی

سیمین میگه یه مریضTAH ام برام عرق بهار و آب نارنج و یه شیشه دلال ماست آورد به قول ملا زیر میزی ما اینه😂😂