پدرشوهذ مبگه مانی رو بردم‌تو صف تاپ

یه بچه کوجولو رو تاب بود

گفتم اجازه میدی بعد شما این سوارشه،

گفت یهو پیاده شد،گفت بفرمایدد،ایشون واجب تره کوجولوئه