میگه اینقدر خوشم اومد
پدرشوهذ مبگه مانی رو بردمتو صف تاپ
یه بچه کوجولو رو تاب بود
گفتم اجازه میدی بعد شما این سوارشه،
گفت یهو پیاده شد،گفت بفرمایدد،ایشون واجب تره کوجولوئه
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم مرداد ۱۴۰۱ ساعت 20:0 توسط مریم
|