اسید
مامان میگفت آبلیمو باید آخر سوپ اضافه شه چون رنگ رب رو میگیره و کمرنگ میشه
امروز چای ریختم،بعدش آبلیمو ریختم،کمرنگ شد
مامان میگفت آبلیمو باید آخر سوپ اضافه شه چون رنگ رب رو میگیره و کمرنگ میشه
امروز چای ریختم،بعدش آبلیمو ریختم،کمرنگ شد
مادرشوهرم اینا یه مجسمه شیرداشتن که امین خریده بود.
خراب شد آوردن تو باغچه آبخوری پرنده ها ببینن بترسن نیان.
از بابل میز تلفن گچی آوردیم که طاووس بود،به مادرشوهرم میگم بیاریم تو باغچه آبخوری
میگه از شیر نمیترسن،از طاووس میترسن؟
فاطی دختردایی پدرشوهرم عروس آمریکایی گرفته(اما)
برگشته ایران،میگه اما زنگ زد گفت ماست درست کردم که تو بهم یاد دادی
از ساعت ۴صبح بیدارم
همه خوابن
بیرون فقط صدای گنجشکا میاد
مادرشوهرم یه شوهرخاله داشت که هروقت میرفت مهمونی تکیه کلامش این بود:یه چایی دیگه بگیریم بریم
خوابم زیاد شده،به امین میگم یه چرت دیگه بزنم بیدارشم
د شاف ی میگفت انقدر کوتر نکین،دستتونو با قیچی ببرین،یکی رو هم بسوزونین،ببینین کدومش بیشتر درد داره
د شا ف ی آخر هرنی روداد رزیدنتا
گفت فقط نامردی گره نزنین له نشه
یه هرنی میخواستن عمل کنن،قبل اسپاینال دکتر ش افی رفته بود بالاسرش
میگفت میشه انگشتمم درست کنین،(دفرمه بود)
د میگفت میخوای سرویس کامل بشی.
آخرش به رزیدنتا گفت این آقا رحمان نقاشی ماشین داره،ماشیناتونو ببرین پیشش
هربار یع TAHبستری میشه،رزق ی میگه اینجا به زودی تبدیل میشه به شهر بدون یوتروس
عموحبیب میگه مهدی تو آلمان خونه اجاره کرد،۷۸صفحه اجاره نامه ش بود
نه مث اینجا یه خونه،چندتا کارگر توش
توروتیشن نوزادان بعد کنفرانس دو انگشتی دست میزنیم که نوزادان اذیت نشن
د ح ق شناس تو راند دنبال یه سال یک میگشت
گفتن رفته نرسری مریض بستری شده
گفت بعضیا جی اف آرشون بالاست
بعد یه نگاه به ما کرد،گقت جیم فنگ ریت
اولادی در حال غرغر:
بچه موفقیتاش مال خودشه
یه ذره کاهش موفقیتش تقصیر مادره
توکشیک پشه ها بیچاره م کردن
رفتیم سکشن
به خانم مدانلو گفتم شما هم اینجا پشه دارین؟
گفت ما موش داریم،گوشتی
دکتر شا فی سر عمل هرنی از دوران رزیدنتیش میکفت
میگفت هر اتند یه روش عمل میکنه،بعد تو یاد میگیری مثل کدومشون بری،یا مثلا ترکیبی ازشون
مثلا بعضیا توجوان مش نمیذارن،بعضیا مش میذارن
آخر عمل به رزیدنتا گفت ببخشید ما امروز حرف زیاد زدیم
رزیدنتای اورو داشتن از کشیکای عیدشون میگفتن
به یه پرستار اورژانس میگفتن سلطان دگزا
تو تلوزیون یه مستند نشون میداد از شفای یک پسربچه به دست امام رضا ع
که آنوریسم عروق مغزی داشت و فلج شده بود.پدرش تو کودکی از دست داده بود
یه روز یکی از فامیلا میان دنبالشون میگن بریم مشهد
مادریچه میگفت دختر خونه بود روضه داشتن،مداح اولش در وصف امام رضا ع میگفته :اغنیا مکه روند و فقرا سوی تو آیند
ای به قربان تو آقا،که حج فقرایی
رزقی میگه وقتی باردار بودم همش میخوابیدم
پیش خودم میگفتم من حتما مرغ کرچم
خونه مائده که بودم شب داشتیم از خونه مادربزرکش میرفتیم خونه خودشون بخوابیم
یهو یه زنی از رو دیوار روبروی خونه مادربزرگش میگفت دتر دتر
بعد مائده باهاش سلام علیک کرد و حال احوال
بهش گفتم پسر نداره؟
گفت چرا،تازه از کمپ اومده
مادرشوهرم گفت ناهار چی میخورین بپزم؟
به امین گفتم بهش بگم خورشت کرفس؟
گفت ندارن
گفتم فرقی نداره،اونم یادم نیست چی پخت.
فرداش در کمال ناباوری دیدم رفت کرفس خرید.خورشت کرفس پخت.
یه حدیث از امام جواد ع شنیدم،خیلی به دلم نشست:
میفرمایند
مومن در هرحال نیازمند سه خصلت است:
توفیق از طرف خداوند
واعظی از درون خود
نصیحت کسی که او را نصیحت نماید
پدرشوهرم میگه بورد چیه؟
گفتم مث نقی که رفت ترکیه دنبال سرتیفیکیت،اینم سرتیفیکیته.یه چیز اضافه
سخن جنایت است،تحقیق آن را مباح میکند.
خواجه عبدالله انصاری
از مسابقه دورهمی
سوال مسابقه دورهمی این بود که طراح برج ایفل کی بود؟
گزینه نداشت
به امی میگم الان میبینی میشه ایفلانوس
درنهایت ناباروری جوابش ایفل بود
باورم نمبشه
کنار کپی شیوا تو پاساژ،یه مغازه هست تعمیرات ماله
اولش شک کردم،رفتم جلو دیدم صاحبش یه پیرمرده،رو دیوارشم یه ماله نصب بود
نوشته بود لطفا بدون ماسک وارد نشوید
اگر حال مرا پرسید با او
بگو که شعله در پیراهنش بود
اگر پرسید از چه پس نیامد
بگو که ریسمان در گردنش بود
لیلا میگه مامانم عکس بابامو گذاشت گروه
گفتم ببینم
دیذم گفتم دارمش
گفت از وقتی پدرمو دادم شماها آواره شدم
لیلا میگه انقدر خوشم میاد د ب رات میگه انشالله هفته ی خوبی رو شروع کرده باشین
میگم کی میگه؟
میگه همیشه تو مورنینگای شنبه میگه
هرچه میگفتم هدر نمیرفت و مطمئن بودم نمیرود
علامه طباطبایی در مورد شاکردش دکتر مطهری