Wikisaurus
سعیده برای تربچه ها شانسی خرید
تو شانسی آتمین یه دایناسور بود
آراد گفت ویکیساروس
سرچ کردم،عین عکس دایناسور اومد
سعیده برای تربچه ها شانسی خرید
تو شانسی آتمین یه دایناسور بود
آراد گفت ویکیساروس
سرچ کردم،عین عکس دایناسور اومد
ملی میگه ریحانه و امیرعلی اومدن درمانگاه شب موندن
صبح زود کلاس آنلاین داشتن زنعمو اومد دنبالشون رفتن
آتمین صبح بلند شد دید نیستن گفت اِ دختر کو؟پسر کو؟
ملی و تربچه ها اومدن اینجا
میگه آرادگفت بریم خونه خاله مریم،اون مارو نگه داره تو استراحت کن
یه خانم دکتری اومده بود تو تلوزیون.میگفت بعد NVdمادرها از ظاهر خودشون بیشتر راضی ان و در دراز مدت اعتماد به نفس بیشتری به دست آوردن
ولی
ما برای سزارین احترام قائلیم و گاهی نجات بخشمون بوده
سال سه اورو رفت چایی بریزه برای خودش
به سال دو گفت چایی میخوری؟
صادق میگه عمل تموم شد د نب اتی گفت الان برم خونه پرستار کیف به دوش بچه به بغل جلو در منتظره رزا رو بده به من بره
خب یه کم نگه دار بچه رو
اگر بدانید در رمضان برای شما چه تقدیر شده،سپاس خود را برای خداوند افزون میکنید.
پیامبر ص
د اکبر ز اده به رزیدنتا میگفت شما واکسن نزدید هنوز؟
یکیشون گفت خیلی اصرار کردیم،حتی گفتیم آب مقطر بزنین .فقط یه چی بزنین
حضرت امام حسن عسکری علیه السلام :
لَیسَتِ الْعِبادَةُ کثْرَةَ الصَّلاةِ وَالصِّیامِ، وَإِنَّمَا الْعِبادَةُ کثْرَةُ التَفَکرِفی أَمْرِاللَّه.
عبادت، زیاد نماز خواندن و روزه گرفتن نیست. همانا عبادت، تفکر بسیار درامر خداوند است.
د ب رات میگه حالب برای جراح زنان مثل شمشیر داموکلس ه.
شمشیری که بیک موی نازک از بالای سر آویزونه.اینور اونور بری میخوری بهش
دیروز یه مریض برای سعیده سبزی خوردن برده بود
تا یادم میاد دچار شعف میشم
سحر مادرشوهرم زنگمیزد
جواب دادم گفت چرا پیامت دادم بیای پایین باهم سحر بخوریم ندیدی؟
چک کردم دیدم تو واتساپ پیام داده
به خ عبدالله ز ده میگم دیروز که نامه معرفی به بخشمو ندادی رفتم آموزش اونجا ،گفتم منشیمون سرش شلوغ بود نامه نداد.فردا میارم
گفت کارشناس دفتر،ادب داشته باش منشی نوبت میده.بعد خندید
د قنبر میگه من به مریضایی که uerge incontinency دارن میگم سبزی پاک کنن
چون هی میخوان برن دستشویی،میگن این یه دسته رو پاک کنم میرم.
د اک برزراده میگفت خانمای باردار بوتاکس میکنن
رزیدنت میگفت خب تو پیشونی میزنن،اجازه بدن ما تو مثانه هم بزنیم
امروز سر کلاس کمپل کلاب اورو،د م وع ودی میگفت مریضی که عارضه بده شکایت نمیکنه،مریضی که آزرده شه شکایت میکنه.
میگفت یه بار حتی ختم یه مریض دعوت شدم،بعدش اطرافیان ده تا مریض دیگه آوردن پیشم
لاپاراسکوپی تموم شد
د ن باتی گفت الان باید برم خونه،گوشیمو الکل بزنم بدم رزا
لیبر خالی شد
داشتم میرفتم پایین محم دپورو دیدم ۶:۴۵ صبح
بهش گفتم مریض نداریم
گفت من مامایی ام،تنها جاییکه مریض هست
امروز رفتم سر عمل TUL,د اکبر زاده به رزیدنتا گفت بچه های کشیک باشن،بقیه میخوان درس بخونن برن
یهو یکیشون گفت میمونیم استاد
د شاف ی اومد سر عمل هرنی
به رزیدنتا میگفت انقدر باید عمل برید که ملکه بشه براتون
رزیدنتای اورو داشتن هرنی عمل میکردن
د آقاج انی بهشون میگفت یواش تر پوست روباز کنین عصب آسیب نبینه،تفاوتش فقط ۱۰ ثانیه س
رفته بودیم جلسه نوزاد
د ح ق شناس میگفت سرتیفیکیت احیا نوزادن شرط بورده
من هی یاد نقی میفتادم و سرتیفیکیت گفتناش
دایی قنبر میگه صندوق به همه وام میده،چون میشناسه مشکلات مردمو
چیزی هم نمیخواد قبلش.مثلا طرف بچه ش تصادف میکنه،میاد میگه اینو ببر شهر،من برم وام بگیرم بیام
رزیدنتای اورو داشتن هرنی عمل میکردن،رفتن ته نخ رو سوچور کنن قیچی نمیبرید.میگفتن سر نخ گل کلمی شد
مریض میوم پرولابه داشت،کسی میومکتومیش نکرده بود و هی پک سل میدادن بهش
د برا ت میگفت اگر یه معاینه دقیق شده بود،زودتر ازینا خوب شده بود،تازه تو مصرف خون هم صرفه جویی میشد
عطیه میگه تو حسابم هزارتومن داشتم،رفتم پیش دایی ام وام بگیرم.گفت کارکرد حسابت کمه،سه ساله همین هزارتومنه.بش گفتم توچه دایی هستی که با هزار تومن نمیتونی به من یه تومن وام بدی؟
گفت بیا اینم وام
دکتر حریرچی میگه رکند شیوع کرونا از پله کانی به آسانسوری تبدیل شده
یکی از سوالای مسابقه ایران این بود: اولین زنی که تخصص زنان و زایمان گرفت؟
جواب میشد مریم پوررضا
امروز تولد امینه
به مادرشوهرم میگم چرا امینو تو عید به دنیا نیاوردی؟
میگه امروزم عیده دیگه،۱۷م عیده