امیر
امروز مریض زایمان کرد
گفتیم اسمش چیه
گفت امیررحمان
گفت پدرشوهرم مرده،اسمش رحمان بوده،به من گفتن اسمشو بذار رحمان،بهشون گفتم لااقل بذارید بذارم امیررحمان که امیر صداش کنم
امروز مریض زایمان کرد
گفتیم اسمش چیه
گفت امیررحمان
گفت پدرشوهرم مرده،اسمش رحمان بوده،به من گفتن اسمشو بذار رحمان،بهشون گفتم لااقل بذارید بذارم امیررحمان که امیر صداش کنم
هرشب که تو ساختمونمون صدای جیک نمیاد،بچه ی طبقه بالایی شروع میکنه به گریه
دوست دارم میتونستم برم بالا کمک مامانش بغلش کنم ساکت شه.
نعمتی چارت ترشحات درن مریضOHSsرو بد چارت کرده بود
د قنبر ماور دعوا کرد.
منم اونو دعوا کردم گفتم واسه خودت تنبیه درنظر بگیر
گوشی به دست اومد گفت میتونم کشیک اضافه وایستم؟
خندیدم گفتم نمیخواد،دیکه درست چارت کن.
محمد پور گفت مورد عفو رهبری قرار گرفت.
ما واسه سه تا مریض امتیاز ترمبوآمبولی حساب نمیکنیم و بلافاصله ضد انعقاد شروع میکنیم:
یکیش هایپر امزه،یکی OHSS،یکی جراحی طی بارداری
گنج یه روز واسه هایپر امزنذاشت،گذاشتیم.،فرداش واسهOHSSنذاشت،گذاشتیم.
بهش میگم یه باردارم بیاد جراحی شه تو نذاری،فالتاتو تکمیل میکنی.
امروز داشتم فیلم ماخونه نیستیم رو میدیدم.
دم عید بود،خانواده دچار بی پولی شده بودن،میترسیدن عید براشون مهمون بیاد،چون پول پذیرایی و عیدی نداشتن.
اول گفتن درخونه رو باز نکنیم،مادرخونه گفت من دلم نمیاد حبیب خدا بیاد پشت در،ما درو به روش باز نکنیم.
درنهایت به اینجا ختم شد که خونه رو اجاره دادن واسه فیلمبرداری،و کارگردان سیاهی لشکر میخواست،تمام فامیلو دعوت کردن بیان خونشون مهمونی
تو حیاط کارخونه توماشین نشستم منتظر امین
یهو یه گربه از شیشه جلو ماشینمون سر خورد پایین
و الان دوباره سرخورد
داشت همرفیق با علی انصاریان نشون میداد.به امین میگم من شاید کلا گریه کنم،درجریان باش از الان
گاهی به خدا غر میزنم،بعد حرفمو پس میگیرم.همزمان که حرفمو پس میگیرم میگم فکر کنم بازم دوباره غر بزنم
بعد میگم چه خوبه این دعا رو یادمون دادی که حول حالنا الی احسن الحال
بعد میگم مدیریت حال و احوالمو خودت به دست بگیر
مهرانه مهین ترابی تو دورهمی میگفت فالوئر چیه؟ طرفداری چیه؟
ای انسان چرا خودتو دست کم میگیری؟ خودت را دریاب.
خوشحالم که انسان وقتی سنش بالا میره،تفکرش از خامی به پختگی میرسه
داشتم فکر میکردم کاش مهمونای برنامه همشون به پختگی رسیده باشن که من هی خوشم بیاد حرفاشونو گوش کنم
به امین میگم بعضیا میان برنامه فقط نوار خالی پر میکنن
مهرانه مهین ترابی اومده بود دورهمی
میگفت تاحالا میلیون ها بار خدا رو فقط بخاطر این شکر کردم که به دنیا اومدم.
بعد گفت ده میلیون بار بگم گفتم شکر کردم،کم گفتم.
باهاش موافقم،چون پیامبر ص میگه برای بقا خلق شدید نه فنا،و با مرگ از جهانی به جهان دیگر میروید.
و همین که اجازه ی بقا داده شد،هزاران هزاران هزار شکرگزاری داره،چون وارد چرخه ی بقا شدیم.
برای امین اینا بار اومده کارخونه
بهش میگم چی؟ میگه ۳۰ شاخه
میخوان خالی کنن؛میگم چقدر طول میکشه؟ میگه نیم ساعت
باهاش اومدم کارخونه
داشتم کیک تولد میبریدم
آراد میگفت من از قسمت ماشینش میخوام
گفتم همش نمیشه،کدوم قسمتش؟
گفت چشماش
دیشب کلوپ همسران رو میدیدم
گوهر خیراندیش تو خونه ش کلی سگ داشت،بهش میگفتن چقدر سگ دارین
گفت من طرفدار محیط زیست ام،شاخه ی سگها
به امین میگم منم طرفدار محیط زیستم،شاخه ی پلاستیک
ملی برای تربچه ها سگهای پاپچو خریده بود
اسماشون یکی مارشال،یکی راکی،یکی چیس،یکی رابل
بعد آتمین و آراد یه کم انگلیسی هم حرف میزدند از مکالمات این سگها،که چون با لهجه بود من نمیفهمیدم
سعیده ساعت بن تن
یاسمن کیک لگوی مک کوییین
و با سه تیر،سه نشان زدند
اسم مریض لفورت,قیزقید بود
د قنبر گفت باید یه معنی داشته باشه
سرچ کردم دیدم یعنی قیز بس،یعنی دختر بس،یعنی دختربرگرد
دلم سوخت براش،مخصوصا با معنی دختربرگرد
جالبه ۷۴ سالش بود،۹تا بچه داشت،فقط یه دخترش باهاش اومده بود بیمارستان
اتوبوس ساری نگه داشت مسافر سوار کنه.یکی از مسافرا که یه پسر با موهای بلوند رنگ کرده بود پیاده شد سیگار بکشه.
داشتم نگاش میکردم،گفتم چه شخصیت ضداجتماعی داره،خدایا کمکش کن.
اومدبالا سوار شد،صندلیش جلوی صندلی من بود
برگشت گفت صندلی مو یه کم بدم عقب ایراد نداره؟
گفتم نه
دادعقب،گفت اذیت نمیشی؟
گفتم نه
بعد گفتم چقدر زود قضاوت کردم.من خودم هیچ وقت از پشتی م اجازه نمیگیرم صندلیمو بدم عقب
بعد یاد مادرایی افتادم که بچه شون کلی ایراد داره،ولی ازشون دفاع میکنن و عاشقشن و هی خوبیاشو میگن.
بعد دیدم خدا که هزار برابر اون مادر بنده هاشو دوست داره،گفتم حتما و صدحتما خدا این بنده ش رو هم دوست داره و میخواست بفهمم خوبی هم داره.
بعد NVdآپگار بچه پایین بود
احیا شد ختم به خیر شد
ABGش رو به مائده نشون دادم،گفت واسه بزرگسال خوب نیست،واسه نوزاد نمیدونم.گفتم تو کتاب ما نوشته بالای ۷،کمتر از ۳درصد cpمیشن
این ۷،۱۲
بعد هر روز میگفت بچه چی شد؟
بهش میگفتم.
یه روز گفتم مرخص شد ماهم بیخیالش شدیم.گفت شما بیخیال نشو ترین رشته ی بیمارستانین؛همین که شما بیخیال شدین نشونه ی خوبیه
یه فتال دیسترس بردیم اتاق عمل
مادر رو GAکردن
بچه به دنیا اومد چست کامپرشن دادن و فلوی نوزادان بلافاصله اینتوبه کرد،البته آپگارش سریع اومد بالا خداروشکر
یه صحنه ای که دلم گرفت هم مادر اینتوبه بود،هم بچه
ما یه ساسپنشن مودیفای مک کال داریم،اینطوریه که بابت آخر TVh رو نیدلشو نمیزنیم و از کاف تا حد امکان میایم بیرون،بعد این پایینم از کاردینال یه نیدل رد میکنیم میایم بیرون و بعد دوختن کاف،این دوتا رو به هم وصل میکنیم کاف میره در محاذات خار.
امروز د قنبر این دوتا رو از داخل به هم وصل کرد،گفتم مگه از داخلم میشه؟
گفت اره اینم یه نوع ساسپنشنه
گفتم فوت کوزه گریه جدید
یه سپتیک abortionمیخواستیم ببریم اتاق عمل
هموگلوبینش ۴ بود.دکتر یاری میگفت این ۴نیست،ری چک بزنین،مریض خوبه قشنگ داره با من حرف میزنه.
د قنبر گفت به خاطر اینکه زنها قوی ان،بعد یهو میرن تو شوک
پشت اکثر گانها بنداش کنده شده
خانم ان گوتی میگفت خیلی به غیرتم برخورد،،این سری نخ سبز میارم،تو کشیکم بند میدوزم برای گانها
نعمتی کرونا گرفته بود ۱۴ روز نیومد
وقتی اومد گفتن باید کشیکاتو بدی
حیدر میگه بچه ها دیگه میترسن بگن PCR مثبتن،استعلاجی از دماغت در میاد
امروز یه TVH و لفورت رفتم.
خیلی خوب بود.
یه بایت خون میداد،د قنبر میگفت یه جیز بزن
امروز با د قنبر کلاس پرولاپس قدامی داشتیم
بچه ها نخونده بودن
گفت من لقمه رو آماده میکنم،می جوم،میریزم تو دهنتون،شما فقط قورت بدین
باز درس نمیخونین
بعد TAhداشتم دنبال خانم قربانی میگشتم شمارش رو امضا کنه.خانم ثاقب گفت خودت بزن،انگار چک هسته
امروز من و د اسماع یل زاده داشتیم TAHمیرفتیم
کلی چسبندگی داشت،یه میوم ۱۵سانتی هم تو لترال چپ داشت
د اسماعیل میگه بذار ببینم حالب جانمان کجاست؟
صادق ی کرونا گزفته استعلاجیه
میگه خانم دکتر اون کرونایی که شما گرفتین،کرونا نبود
کرونایی که میالژی نداشته باشه کرونا نیست
بهش میگم چی میگی من ۴ ماا آنوسمیا داشتم،کرونا داشتم ولی کرونای مسئولین
امروز ظهر بچه زهره در ۳۶+۶ بدنیا اومد
داشتم فکر میکردم مناسبت ۱۹ بهمن برای من چیه؟
دیدم اولین روزی بود که رفتم سر کلاسهای دانشکده پزشکی
امروزtah داشتیم با د ی زدانی.میگه عملهای ژنیکو چون اکثرا clean_con ان بعد عمل شکم رو شستشو بدین.
تا حالا به علتش فکر نکرده بودم
مرا بازگردان به جایی که بودم
پیش از دیدار تو
پس آنگاه سفر کن
محمود درویش