بگو
غفار ی زنگ زد اولادی یه چی بگه
اولا دی گفت بنال
من هربار اینو میگه میمیرم از خنده
سیمینم هر بار دعواش میکنه میگه بی ادب
غفار ی زنگ زد اولادی یه چی بگه
اولا دی گفت بنال
من هربار اینو میگه میمیرم از خنده
سیمینم هر بار دعواش میکنه میگه بی ادب
فاطمه ميگه روژين دستگاه سونو رو روشن كرد مريضو سونو كنه
برفك بود كلا
بعد ميگفت AF خوبه
بهش ميگفتم روژين داري منو سركار ميذاري؟
فاطمه ميگه با محسن رفتيم بازار مريوان خريد
فروشنده ديد غريبه ايم ازموون پول نميگرفت،ميگفت شما مهمان ماييد
فاطمه ميگه با روژين رفتم درمانگاه
ماما ديد من غريبه ام گفت خوش آمديد خانم دكتر،مريوان پيش كش شما
مربض با كيسه آب پاره بستري بود
با يك نامه از روانپزشك بيرون كه GAD داره و بايد سزارين شه.
من بهش گفتم ١٠١ درصد بايد طبيعي زايمان كني
مريض CABG ميكنه مياد NVD ميكنه،تو كه ديگه اضطراب داري!
د قنبر گفت ويزيت روان بذاريد،روان گفت بهتره سزارين شه
درنهايت ناباوري من سزارين شد!
محمديان ميگفت اون ١٠١ درصدو چيكاركنيم؟
فاطمه ميگه پدرشوهرم از همه جاي ايران دوست داره
ميان يك هفته يك هفته خونشون ميمونن
مثلا ميگيم دماوندي ها اومدن
اهوازي ها اومدن
ميگه مام حتما گيلاني ها بوديم كه الان عروسشونم
فاطمه ميگه دوست مادرشوهرم اومده بود خونشون
يك هفته بود
وقتي رفت مادرشوهرم گفت دوستم ميگفته چرا ظرفا رو خودت ميشوري نميدي عروست بشوره؟من عروسام اول بايد ظرف بشورن بعد هرجا ميخوان برن برن
بهش ميگم چه دوستش پاشو از گليمش فراتر گذاشته
فاطمه رفته بود مريوان ديدن روژين
ميگه اونجا ماما مثل يه رزيدنت سال چهاره،برگه ترمبوآمبولي رو هم اون پر ميكنه
بهش ميگم مگه اونجام هست؟ميگه همه جا هست
به ليلا ميگم شاهرود آبيه
ميگه آبي هم مگه داريم؟
فاطمه ميگه بنفش داريم، آبي نداريم
ليلا ميگه مريم رنگا رو ميتوني يه سرچي بكني همون بگي؟ما دكتريم،ازمون انتظار دارن
ليلا گفت خوشحالي امروز آخرين روز روتيشن ليبرته؟
گفتم ازچاله دارم ميفتم تو چاه،ميرم الكتيو😁
تو مهموني شجاع رفت با گوشي فاطمه عكس بگيره
بهش گفت چه گوشي بي افكتي!
گفت افكت داره بابا
خوديد گفت پس افكتش براي من كمه
لیلا اومد من و فاطمه روبرسونه خونه ما
گفت زود بخوابینا،خوش نگذرونین تا صبح
فاطمه یه گوسفند چند روزه دارن
مریض شده
میگه SIRS ش مثبت ه. بی حاله،تندتند نفس میکشه،تب داره
بردیم دامپزشک گفته عفونت بند ناف کرده،بعد زایمان باید تمیزش میکردین
بهش میگم خوب هیدره کردی؟۷لیتر سرم باید میگرفت
ميخوايم بريم خونه محمدبان
منتظر فاطمه م بياد خونمون باهم بريم
🥱
ميخوايم بريم خونه محمد يان مهموني
ليلا ميگه رفتم براش گلستان بخرم،٣٠٠ بود،ديوان پروين اعتصامي خريدم ١٥٠
بش گفتم پس منم ديوان وحشي بافقي ميخرم احتمالا١٠٠ تومن
به لیلا میگم هموگلوبین کیست هموراژیگ لیبر چی شد ؟
گفت نیم تا بالا رفت،همینطوری پیش بریم میتونیم ازش خون استخراج کنیم.
د قنبر كفت بريچ سكشنش مشكلي نداشتي؟
گفتم با اجازه تون دادم سال سه رفت
گفت اينا بعضياشون هنوز دستاشون سرده،حواست باشه موقع سكشن
به مريض كوويد داشت اسپاينال ميشد
خانم نعمتيان بهش ميگفت بچه تون جنسش چيه مادر؟
د مهر حويي بيهوشي گفت مرغوبه
يه فتال ديسترس برده بودن اتاق عمل
تو مورنينگ داشت مطرح ميشد،هي اينترن ميگفت بندناف تك شرياني داشته
به شجاع ميگم اين اينترن چرا ول كن نيست؟گير داده به تك شرياني
گوشيشو نشونم داد درحال سرچ بند ناف تك شرياني،گفت فكر ميكنين من الان دارم چيو ميخونم خانم دكتر؟
پ.ن: سه تا كار لازمه،اكو قلب جنين لازمه و سونو هدفمند بررسي آنومالي كليه ودستگاه تناسلي و سونو رشد بررسي IUGR
صادق ميگه رفتم بخش ديدم سونوي مريض كه از صبح اردر شده انجام نشده
به گن جي گفتم خونمو كثيف كنم يا خودت سونو رو هماهنگ ميكني؟
گفت الان هماهنگ ميكنم فقط شما خون خودتو كثيف نكن
امروز تو مورنينگ د قنبر ميگفت بريچ فوتلينگ رو وقتي يه پا بيرونه نترسين،چون باتك اون بالا در محاذات برش kerr ه
ساعت ٥ صبح دايي قنبر صدام زد، يه شربت تئوفيلن دستش بود گفت اينو بخورم گلوم درد ميكنه؟
گفتم اره چرا؟
گفت ديشب ترشي خوردم گلو درد شدم.
پ.ن:اون دفعه دندون درد داشت قرص نداشتيم،خداروشكر اين دفعه يه چي پيدا شد بخوره
مامان ميگه آراد گوشيو مياره ميگه بِنِبوس:ماشين لگو مك كوبين
بعد من متوجه نميشم هي ميگم چي؟
اونم ميگه بنبوس
بعد مينويسم لگو ماشين مك كويين،مياد
يكي از سال يكيا ژورنال داشت
چكيده ش از زبان د اسماعيل زاده اين بود:
مرحله دوم ليبر چه كوتاه بشه،چه بلند يعني ما به سرويكس آسيب زديم و مريض دفعه بعدي پره ترم ليبر ميشه.
كوتاه بشه يعني ما مريضو تركونديم،بلند بشه يعني سرويكس مدت طولاني تحت فشار بوده
ليلا ميگه من تا قبل رزيدنتي بيمه مسئوليت نبودم،كاري نميكردم كه بيمه بخوام
سيمين ميگه ويزيت كه ميكردي، تو كلا بي مسئوليتي
د اسماعي ل زاده مريض مول رو سونو كرد.گفت سونو ديگه نداريم؟
گفتيم نه
به شجاع نگاه كرد گفت:شجاع بخواب
با دايي قنبر و مامان داشتيم ميومديم بابل
بعد از پليس راه ساري ترافيك بود
دايي قنبر اومد تو جاده خاكي كنار جاده و از همه ماشينا جلو افتاديم،حتي يه آمبولانس
بعد گفت انتخاب لاين تو رانندگي خيلي مهمه،الان آمبولانس ببين كجا موند؟
پ.ن:هميشه تو اين ترافيك تو اتوبوس بودم و آرزوم بود اتوبوس از جاده خاكي بزنه بيفته جلو
رفته بودم بانك
يه پيرمرد اومده بود ضامن دخترش بشه واسه وام،به رييس بانك گفت ميتونم ضامن پسرمم بشم همزمان؟
گفت اره،حقوقت چنده؟
گفت سه ونيم
گفت نه دستگاه ارور ميزنه
خيلي دلم سوخت.
مامان ميگه آتمين گفت بريم تو حياط مسابقه بديم
من گفتم من نميام نيمتونم بدوام،ميبازم
گفت نه بيا برنده ميشي
رفتيم پايين آتمين يواش ميدويد من ببرم
بعد ميگه تو روانشناسي ميگه با بچه مسابقه ميدين كاري كنين ببره،حالا بچه كاري ميكنه من ببرم
دايي قنبر ميگه نشنيدي مگه بچه هاي اين دوره ليسانسه به دنيا ميان
با محمد پ ور كشيك بودم
ويزيت تموم شد اومديم بالا
گفتم امشب يه بريچ ام بياد تو بري، بسه ديگه
يهو گوشيش زنگ خورد،حيدر گفت بريچ بخش ROm شده
گذاشتيم اثر هپارينش بره،برديم سكشن
الان كه دارم بهش فكر ميكنم ميبينم به قول حاج آقا پن اهيان خدا هر لحظه در حال پينگ پنگ بازي با بنده هاست